عکس نوشته - عکس پروفایل - عکس جدید . عکس اسم

عکس نوشته - عکس پروفایل - عکس جدید . عکس اسم

عکس نوشته - عکس پروفایل - عکس جدید . عکس اسم

عکس نوشته - عکس پروفایل - عکس جدید . عکس اسم

عکس نوشته - عکس پروفایل - عکس جدید . عکس اسم

  • ۰
  • ۰

در عکس نوشته مخصوص تاسوعا و حضرت ابوالفضل شما کاربران عزیز سایت عکس نوشته می توانید خاص ترین عکس نوشته های مناسبتی رو تاسوعا و عکس پروفایل حضرت ابوالفضل العباس را مشاهده کنید و …

عکس نوشته مخصوص تاسوعا و حضرت ابوالفضل

باید حسین دم بزند از فضائلت
وقتی حسینی است تمام خصائلت
تعبیرهای ما همه محدود و نارساست
در شرح بیکرانی اوصاف کاملت
بی شک در آن به غیر جمال حسین نیست
آئینه ای اگر بگذاری مقابلت
ای کاشف الکروب عزیزان فاطمه
غم می بری ز قلب همه با شمائلت
در آستانه تو گدایی بهانه است
دلتنگ دیدن تو شده باز سائلت
با زورق شکسته دل سال های سال
پهلو گرفته ایم حوالی ساحلت
بی شک خدا سرشته تو را از گل حسین

عکس نوشته مخصوص تاسوعا و حضرت ابوالفضل

عکس نوشته مخصوص تاسوعا و حضرت ابوالفضل

ای عاشقان ای عاشقان عالم سراپا ناز شد
سیمرغ قاف عشق را هنگامه پرواز شد
زاسرار خلقت بهر ما افشا هزاران راز شد
کلک جهان آرای حق آماده اعجاز شد
از فرط شادی و شعف عفو گنه آغاز شد
باب الحوائج امد و درهای رحمت باز شد
ساقی بیاور جام می چون اشجع الناس آمده
عاشوریان را مژده ده بر گو که عباس آمده
از دامن ام البنین ماهی به یثرب سر زده
کز حسن رویش طعنه ها بر خسرو خاور زده
پهلو به پهلوی علی مانند شیر نر زده
گلبوسه ها بر دست او داماد پیغمبر زده
از بهر یاری حسین تکبیر از دل بر زده
پرچم علیه دشمنان بر قله باور زده

عکس نوشته یا قمر بنی هاشم

عکس نوشته مخصوص تاسوعا و حضرت ابوالفضل

عکس نوشته مخصوص تاسوعا و حضرت ابوالفضل

سلام بر عباس، ای غیرت مجسم… ای قامتِ فتوت…

سلام ای چشم‌هایی که آب را شرمنده نجابت خود خواهی کرد…

سلام ای دست‌هایی که رودخانه‌های زمین، به جستجویشان سر گردانند…

سلام ای پیشانی بلندی که آیینه‌ی آسمان است…

السلام علیک یا اباالفضل العباس (ع)

جنت و رضوان و حور و کوثر، همگی آیت و نشانه‌ای از خوی وی است. او آبشاری است که از کوهی استوار چون على، در طبیعتی چون ام‌البنین جاری شد و در سرشاری از عطش سوخت. قهرمان نهر علقمه که شمس و قمر از نور جمالش خجل می‌شوند، افسانه و اساطیر نبود؛ مردی بود که مثل یک عَلَم هیچ وقت بر زمین نماند. لقب «اَسَدُ الله الْغالِبْ» را چون علی بر او نهادند تا دوباره حمله‌های حیدری در میدان‌ها تکرار شوند و هنوز بعد از این همه سال، زیر نور مهتاب، چهره‌اش در زلالی آب می‌لرزد؛ گویی تنها بعد از خدا از آب می‌ترسد. مردی که افسانه نیست.

عکس نوشته مخصوص تاسوعا و حضرت ابوالفضل

عکس نوشته مخصوص تاسوعا و حضرت ابوالفضل

 

به یکتایی قسم ، یکتا ست عباس

امیر کشور دلها ست عباس

اگر چه زاده ام البنین است

و لیکن مادرش زهرا است عباس

عکس نوشته سقای دشت کربلا

السلام علیک یا ابالفضل العباس

یا ابوالفضل العباس علیه السلام :

آموخته ایم از تو وفاداری را

خون تو نوشت معنی یاری را

ای کاش که آب کربلا می آموخت

آن روز زچشمت آبرو داری را …

عکس نوشته یا قمر بنی هاشم

آنچنان کز برگ گل عطر گلاب آید برون

تا که نامت میبرم از دیده اشک آید برون . . .

السلام علیک یا ابالفضل العباس

عکس نوشته سقای کربلا

علی یک دسته گل از یاس آورد

ز طوبی شاخه ی احساس آورد

میان باغی از گل های زهرا

خوشا ام البنین “عباس” آورد

لبخند علی (علیه‌السلام) رنگ می‌گیرد.

فرشتگان، تولد دستانی را جشن می‌گیرند که قرار است روزی چراغ حماسه را برافروزند.

پهلوانی به عالم چشم می‌گشاید که پهلوانان عالم به نامش اقتدا می‌کنند.

پهلوانی که فرزند مردی است که کوهِ رشادت و جوانمردی است،

فرزندِ شیر زنی است که به او شیر شهامت نوشاند.

عکس نوشته آب هم شرمنده عباس شد

عکس نوشته مخصوص تاسوعا و حضرت ابوالفضل

عکس نوشته مخصوص تاسوعا و حضرت ابوالفضل

جنت و رضوان و حور و کوثر، همگی آیت و نشانه‌ای از خوی وی است. او آبشاری است که از کوهی استوار چون على، در طبیعتی چون ام‌البنین جاری شد و در سرشاری از عطش سوخت. قهرمان نهر علقمه که شمس و قمر از نور جمالش خجل می‌شوند، افسانه و اساطیر نبود؛ مردی بود که مثل یک عَلَم هیچ وقت بر زمین نماند.

عکس نوشته سقای حرم

یه روزی یه مرد تشنه رو به دریا میومد
با یه مشک خالی از دور تک و تنها میومد

موج می‌زد سینه‌ی دریا تا که زلفاشو می‌دید
ابرواش چقدر به اون چشمای زیبا میومد

با تعجب می‌دیدند نخلا به جای آسمون
ماه این مرتبه داشت از دل صحرا میومد

می‌دونستم آخرش کوفیا چشمت می‌کنند
علمت بس که به اون قامت رعنا میومد

گمونم دستای تو عرشو بنا کرده رو آب
رو همون آبی که با دست تو بالا میومد

چشمای اهل حرم بسته به دستای تو بود
کاروانی به امید تو به اینجا میومد

روی خاک وقتی می‌افتادی چی گفتی زیرلب
که از اون دورا صدا ناله‌ی ‌زهرا میومد

تا برادر رو صدا کردی کمی دیر رسید
آخه با دستی به پشت و کمری تا میومد

میشه دختر، پدرش بیاد ولی جا بخوره
سکینه اینجوری شد بابا که تنها میومد

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی